ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

418

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

شرايع را منكر بودند وبه مردى نسبت داده مىشدند كه نامش براهام بود . بعضي ديگر پيروان « بدده » بودند . بدّ در نزد آنها شخصي بود كه در اين جهان تولّد نيافته وفرزندى نداشت ، ازدواج نكرده وطعام وشراب نمىخورد ، نه پير مىشود ونه مىميرد . گروهى ديگر أهل انديشه بودند ، اينها كساني بودند كه به گردش أفلاك وأحوال نجوم آگاهى داشتند . گروهى به موجودات روحاني معتقد بودند . يعنى واسطه‌هاى روحاني را قبول داشتند كه از نزد خدا به صورت بشر به رسالت آمده بودند ، بدون آن كه كتابي داشته باشند . بعضي ديگر ستارگان را مىپرستيدند ودسته‌اى خورشيد وجمعى ماه را پرستش مىكردند . در نهايت همهء اينها بت‌پرست بودند زيرا به پيامبر حاضري كه مورد توجّه آنها باشد ودر مشكلات به أو رجوع كنند اعتقاد نداشتند . به اين دليل بود كه پيروان روحانيّات وستاره پرستان بتهايى را به شكل كواكب مىساختند وآنها را مىپرستيدند . وأصل بت پرستى از اين جا ناشى مىشد . هر چند بعيد است كسى كه مختصر ذكاوتى داشته باشد چوبى را به دست خود بسازد وسپس آن را خدا قرار دهد . ولى همين مردمان بر أطراف بتهاى دست‌ساز مىچرخيدند وحوائجشان را به آنها مىگفتند بدون آن كه از جانب شرع اجازه داشته باشند ويا دليل وبرهاني از جانب خدا وجود داشته باشد . همين طواف وعبادتشان براي بتها به منزلهء اثبات خدا بودن آنها بود . غير از گروههايى كه نام برده شد دستجاتى بودند كه انديشه‌هاى باطل ومرامهاى فاسدى داشتند كه تعدادشان از شماره بيرون بود وبه طور مفصّل در كتابهايى كه در اين باره نوشته شده ذكر شده است . ( 1944 - 1924 ) پس از توضيح اجمالي بر امتهاى فوق ، معنى كلام امام ( ع ) كه فرمود : « بين مشبّه للّه بخلقه » روشن مىشود كه از أصحاب أديان گذشته گروههايى وجود داشتند كه هر چند صانع وخالق را قبول داشتند ولى ذهن آنها خداوندى را قبول داشت كه در نفس امر ، به مصنوعات خداوند واشيايى كه داراى جسمانيّت و